سلام دوست عزیر ریزبا تموم شد اگه جمله قشنگ داشتید به ای دیم ارسال کنید love_zm_1617@yahoo.com
فرمانروای عشـــــــــــــــــــــــــــــــــق اس ام اس های توپ باحالو ضد حال وعاشقانه ... خلاصه همه چی - ..::فرمانروای عشق::.
X
تبلیغات

..::فرمانروای عشق::.

پنج‌شنبه 30 آبان‌ماه سال 1387 ساعت 11:44 ق.ظ

اس ام اس های توپ باحالو ضد حال وعاشقانه ... خلاصه همه چی

 

 

 

با سیم ناز مژهات یه عمر گیتار میزنم /نگاهتو کوک نکنی من خودمو دار میزنم/چشات اگه رو پنجره طرح ستاره نزنن/دست خودم نیست دلمو به درو دیوار میزنم

 

 

اگه داخل اطاق تنگ و تاریکی نشستی که دیواراش خونیه یه وقت نترسیا ..... تو قلب منی .... دوست دارم

اون تویی… اونی که صورتم رو نوازش میکنه تویی... اونی که شبها لپم رو قرمز میکنه تویی... اونی که صداش تا صبح تو گوشمه تویی...ای پشه آخر یه روز می کشمت

با سکوتی تلخ درگیرم و میدانم اگر دیگر نیایی، در غروبی سرد وغمبارو پراز تردید می میرم امید بازگشت تو ، مرازنده نگه میدارد وآری تو می آیی! تومی آیی بهانه من، ومی دانم دوباره شاخه های خشک احساسم ، جوانه می زند، لبریز از عشق وشکوه وزندگی وباتوتمام لحظه های تلخ پاییزوزمستان را،تمام لحظه های بی توبودن را ، تمام خاطرات سردو بی روح نبودت را ، شبیه قاصدک دردستهای باد می اندازد ودیگر،به آن فصل پرازدلتنگی وسرما نیندیشد،

دیدی تا حالا اگر کسی رو دوست داشته باشی دلت نمیاد اذیتش کنی؟ دلت نمیاد شیشه دلش رو با سنگ زخم زبون بشکنی؟ دلت نمیاد ازش پیش خدا شکایت کنی حتی اگر بره و همه چیزو با خودش ببره... حتی اگر از اون فقط های های گریه ی شبانت بمونه و عطر اخرین نگاهش... حتی اگر بعد از رفتنش پیچک دلت به شاخه نازک تنهایی تکیه کنه دیدی؟هر گوشه و کنار شهر هر وقت کسی از کنارت رد میشه که بوی عطرش رو میده چه حالی میشی؟ بر میگردی و به اون رهگذر نگاه میکنی تا مطمئ

دخترها هر چقدر هم که با هم فرق داشته باشن تو یه چیزی مشترکن....اونم اینه که همشون میگن که با بقیه فرق دارن

 

خدا گفت : لیلی یک ماجراست. ماجرایی آکنده از من. ماجرایی که باید بسازیش. شیطان گفت: تنها یک اتفاق است بنشین تا بیفتد. آنها که حرف شیطان را باور کردند نشستند و لیلی هیچ گاه اتفاق نیفتاد. مجنون اما بلند شد رفت تا لیلی را بسازد. خدا گفت: لیلی درد است . درد زادنی نو. تولدی به دست خویشتن. شیطان گفت: آسودگی است . خیالی است خوش. خدا گفت: لیلی رفتن است. عبور است و رد شدن. شیطان گفت: ماندن است. فرو ریختن در خود. خدا گفت: لیلی جستجوست. لیلی نرسیدن است و بخشیدن.

 

کاش قلبم درد پنهانی نداشت چهره ام هرگز پریشانی نداشت کاش می شد دفتر تقدیر عشق حرفی از یک روز بارانی نداشت کاش می شد راه سخت عشق را بی خطر پیمود و قربانی نداشت

هرگاه دفتر محبت را ورق زدی و هرگاه زیر پایت خش خش برگها را احساس کردی هرگاه در میان ستارگان آسمان تک ستاره ای خاموش دیدی برای یکبار در گوشه ای از ذهن خود نه به زبان بلکه از ته قلب خود بگو: یادت بخیر

 

 

به خدا سوگند عشق معامله بدی است که در آن زندگی ات را به قیمت هیچ می بخشی و آخر سر هم چیزی به نام اعتماد را از تو می گیرند تا شاید خلاصت کنند، اما دریغ از جرعه ای رهایی

 

 

باز هم غصه ای در دل ما می جوشد باز یک خدا نگهدار در کنار دوستم ماه مارا میدید انگار اینک اما نباید پیش هم ما با شیم انک اما پس از یکی دو سال دوستیه نا قابل دیگر اما باید از هم جدا شویم دوستت دارم ای دوست که تا هر یادگاری دارم از توست

 

 

من نیم نگاه تورا باخودم بردم یکروزتورادیدم ویک عمرغمت خوردم نفرین به سادگی ام که بی دل تو. به یاد تو روح و جسم خود آزردم

 

شمع بزم شب تارم نشدی.مرحمی بردل زارم نشدی.بارقیبان همدل وپیمانه ای.مستی حال خمارم نشدی.دل اسیروتودوایی به خدا.لحظه ای تاب وقرارم نشدی.ماه هستی وبه رخ بسته نقاب.شمع بزم شب تارم نشدی

 

 

در همه جای زندگی همنفسم کسی نبود زمین دیار غربت است، از این دیار خسته ام (خسته ام ولی نمی خوام دل بکنم........افسوس

 

خدا اگه میونه این همه ادم بازم نوبت باختن من بود.چرا عاشق شدم؟ می خوام عاشقش بمونم. اگه حق ندارم که ارامش رو کنارش دوباره لمس کنم این حق رو دارم که عاشقش بمونم.بهم گفت تا کی می تونی دوستم داشته باشی؟ گفتم تا همیشه . گفت نمی تونی. ولی من هنوزم عاشقم

 

 

او گفت به لبه نزدیک شوید انها گفتند ما می ترسیم او گفت به لبه نزدیک شوید.انها نزدیک شدند.او انها را هل داد...انها پرواز کردند

 

تقدیر اگر نخواهد تو روبراه باشی تو روبراه باش و تقدیر را عوض کن

دیوانگی"ادامه دادن همان رفتار همیشگی و انتظار داشتن نتیجه ای متفاوت است

بازی زندگی اون نیست که تاس خوب بیاریم اینه که تاس بدروخوب بازی کنیم

 

 

در نگاه کسانی که پرواز را نمی فهمند ، هر چه بیشتر اوج بگیری کوچکتر خواهی شد

فراموش کن چیزی را که نمیتوانی به دست اوری.............و به دست اور چیزی را که نمیتوانی فراموش کنی

می دونی چرا رنگ غروب سرخه؟ چون خورشید وقتی می بینه من وتو با هم دوستیم آتیش می گیر

 

 

همه گویند که : تو عاشق اویی گر چه دانم همه کس عاشق اویند لیک می ترسم ، یارب نکند راست بگویند ؟

 

وقتی گلدون خونمون شکست !! پدرم گفت: قسمت این بود... مادرم گفت:هیف شد... خواهرم گفت: قشنگ بود... داداشم گفت : کاش دوتا داشتیم...... اما وقتی دل من شکست کسی به فکرش نبود

 

 

می شه بعضی ها رو مثل اشک از چشمات بندازی......اما نمی تونی جلوی اشکی رو بگیری که با رفتن بعضی ها ازچشمات جاری میشه

 

 

ای همه وجود من . ای کسی که پا گذاشتی رو قلب من . ای کسی که درو بستی به روی من. درو باز کن دستم مونده لای در

 

 

یادت می یاد گفتم بهت یه بت چه جوری میشکنه؟ حالا می خوام یادت بدم چی کار کنی که بشکنه وقتی یکی دل نداره یعنی محبت نداره وقتی یکی سنگ میشه یعنی لیاقت نداره گفتی بهش دوسش داری ولی چی شد آخر کار گذاشت و رفت بی واهمه شکست همه قول و قرار وقتی یکی میشه یه بت یعنی باید گذاشت کنار تمام اون قول و قرار تمام اون راز و نیاز بذار بره خیالی نیست یه روز میشه مثل خودت تازه می فهمه که یه بت چیکار با قلبا می کنه فقط کمی صبر می خواد تا ببینی آخر کار همون بت سنگیه ت

بقیه در ادامه مطلب

 

 

باز هم مترسک !(2) یه مزرعه ست که دو تا آدم اون وسط وسطش همدیگه را بغل کردن، دو تا آدم که حالا شدن یکی. یه مترسک تنها هم هست که داره اون دو تا را دید میزنه و دلش یه مترسک دیگه میخواد که بیاد و بغلش کنه، یادت باشه یه مترسک براش بسازیم، باشه؟

 

 

نگاه کن من چه شبنم وار چه شبنم وار به استقبال دستای خزون میرم هراسم نیست از این سرمای ویرانگر برای تو من عاشقانه می میرم

 

 

وقتی عاشق هستی از دید یه عاشق به دنیا نگاه کن وقتی با دید یه عاشق به همه چیز بنگری متوجه همه چیز خواهی شد.

 

 

ماهی به آب گفت : تو نمیتونی اشکای منو ببینی , چون من توی آبم... آب جواب داد اما من میتونم اشکای تو رو احساس کنم چون تو توی قلب منی

 

 

من بیمارستانم نگران نشو . من تصادف کردم . تا فردا مرخص میشم . دکتر میگه شونت شکسته . دیگه خوب نمی شه باید برم یه برس دیگه بخر

 

 

آمد دور روح تو پیچید بعد با قیچی تیز نامریی اش پیش از آنکه بفهمی بالهای تو را چید

 

بیچاره من ، که باز به دامان آرزوسر می نهـم که بشنوم آهـنـگ دیگـرت اما هـنـوز ، که می خـوانـی ام به نـازمی بـیـنـمـت هـنـوز ، که می رانی ام به خـشـم من مانـده بـر دریچهً ایـن چشم ناشناس چـون دزد آشـنـا که بکاود ز روزنیشـایـد چـو نـور ماه ، درآیم به خوابگاه بـیـنـم که در سـیـاهـی شـب ، خـیـره بـر مـنـی

 

 

ای کاش می‌بودی و می دیدی وقتیکه تو رفتی چقدر دلم گرفت . آخر با تو عاشق بودم و به عشق نزدیکتر. . آخر با تو میشد تا آنسوی ساحل دلها کوچید و عشق را زیبا تردید . وقتی که تو بودی . درحریم نگاهت و آسمان چه حقیر می نمود درمصاف چشمانت . وقتی تو رفتی دلم شکست ،‌آخر می توانستم دلتنگیهایم را به ضریح چشمانت بسپارم و تبسم ستاره ها را در برقی نگاهت ببینم

 

خدایا , درست زمانی که به همه چیز عادت کردم , اندک چیزی را هم که‌دارم از من می گیری

 

خدایاای مهربانترین مهربانان ... کسی به شوق تو می خواهد پرواز کند تو پروبالش باش ... کسی به شوق تو می روید تو آبش باش ... کسی از سوزش دل با تو سخن می گوید تو زبانش باش ... کسی تو را بی آنکه بداند جستجو می کند تو مقصد و مقصودش باش ... کسی تو را صدا می کند تو ندایش باش ... کسی تو را عشق می ورزد تو معشوقش باش

چه میشد اولین روزه جدایی برایم تا قیامت شب نمیشد وجود پاک و سرشار از امیدم گرفتار سکوت شب نمیشد چه میشد میتوانستم برایت غزل های بگویم عاشقانه و یا در اخریم مصرع شعرم بگیرم از وجودت یک نشانه

از بچگی به من می گفتن همه رو دوست بدار .اما وقتی که فقط دل به یکی بسته بودم ، گفتند فراموشش کن

 

عشق همچون سنگ ثابت و همیشگی نیست بلکه همچون نان است که هرروز باید از نو ساخته شود

 

چند وقته نیومدی به خاطره نیومدنت مامانم و بابام هر شب باهم دعوا دارن! مهم نیست با چه ماشینی میای! مهم نیست با چه لباسی میای فقط بیا و این آشغال ها رو از دم خونه بردار

 

 

همیشه سرختر از سرخی شقایق باش همیشه آینه باش و همیشه صادق باش به راه عشق مرو ، می روی اگر ای دوست به پاس حرمت دلهای پاک عاشق باش

 

گفتی ارزش دل ا این زمان که می فهمد؟ قلب دیگران سنگی قلب من که دریا بود. عشق هم همان عشق ست بن لیلی و مجنون بین راه اگر ماندیم عیب از خود ما بود

 

میخوانید و چیز زیادی نمیفهمید!!!! میدانید؟؟؟؟ او را طوری می نویسم که از نجابتش سو استفاده نشود

 

میگن ادم برای رسیدن به عشقش باید از دنیا بگذره ، ولی تو که تمام دنیای منی چی جوری ازت بگذرم

 

Www.Rizba.Blogsky.Com

 

 

هنوز هم چشمانم، نگاهت را؛ نگاهت، لبانم را؛ و لبانم، لبانت را نشانه میرود در طلب یک بوسه ... هنوز هم زیباست انتظار آغوشت را کشیدن حتّی زیباتر از گذشته

 

حتئ فکرش هم نمیکردم یه روزه سرد دیگه بشکنه بلور عشق مقدسه درد ولی حالا معنی شکستن را میدونم حالا درد یه قلبه خسته را میدانم. تقدیم به ان کسی که بندهای مخملی عشقمون را شکافت

میدانستم که یه روز دل میکنه از عشقمون احساس میکردم دیگه یادش میره دل دادنامون فکرش ا میکردم دیگه یادش میره قولمون میدانستم که اخرش میشکنه قلبه شقایقامون

کاش می دونستی تو دنیا همه چیزم تویی کاش بهـت گفته بودم عشـق عـزیزم تویی کاش بهـت گفتــه بودم میــــون ایـن آدمـــا اونـی که زندگیمـو به پاش می ریزم تویی

خرس ها با یک ظرف عسل خر میشن، اسبها با چند حبه قند، طوطی با تخمه، سگ با استخوان، مردا با زن زیبا، زنا با یکم تعریف و تمجید،... راستی برات موز خریدم

نفرینه جدیده جدید: الهی عقل بچه‌ات به میرزاپور بره. قدش به کعبی. دماغش به عنایتی. موهاش به چلنگر. بی خواصیت‌یش به علی داییییییییییییی

اسمت را روی کاه نوشتم خراب شد اسمت را روی شمع نوشتم آب شد اسمت را روی ساحل نوشتم موج زد اسمت را روی ابر نوشتم بارید اسمت را روی گلبرگ نوشتم پر پر شد اسمت را روی قلبم نوشتم شکست ...... جمع کن بابا خودت و با این اسمت

 

اشک زمانی زیباست که برای عشق باشد. عشق زمانی زیباست که برای تو باشد. تو زمانی زیبایی که برای من باشی

Www.Rizba.Blogsky.Com

 

 

عشق از دید حاج آقا : استغفرالله باز از این حرفای بی ناموســی زدی ؟! ( جمله عاشقانه : خداوند همه جوانان رو به راه راست هدایت کنه

 

 

دیروز و فردا با هم تبانی کردن ....... دیروز با خاطره های تلخ ناراحتم میکنه ... و فردا با وعده های واهی خامم کرد ...... و وقتی چشم گشودم که امروز رفته بود .

ازکسی که دوستش داری ساده دست نکش. شاید دیگه هیچ کس رو مثل اون دوست نداشته باشی و از کسی هم که دوستت داره بی تفاوت عبور نکن .چون شاید هیچ وقت ،هیچ کس تو رو مثل اون دوست نداشته باشد

وقتی به آسمون نگاه میکنی، دوست داری کدوم ستاره مال تو باشه؟ به اونی که کم نور تره قانع باش چون اونی که پر نور تره را، همه نگاه میکنن

میتونی تصور کنی با هم لب دریا نشستیم؟ میتونی تصورش رو بکنی که با هم به یه سفر طولانی میریم از جنگل تا دریا.؟ میتونی تصور کنی که تو یه شب بارونی شونه به شونه هم قدم بزنیم؟ همه اینا رو هم که بتونی تصور کنی نمیتونی تصور کنی که آشپزی با تک ماکارون چقدر راحته.!! تازه حتی اونم که بتونی تصور کنی هیچوقت نمیتونی تصور کنی که سر کار گذاشتن تو از آشپزی با تک ماکارون هم راحت تره

Www.Rizba.Blogsky.Com

 

 

می دونید فرق سوزن با کاه چیه؟………………………………………..همیشه که جواب این زیر نیست یه بار مغز پوک خودتو به کار بنداز

سعی کن تنها باشی...زیرا تنها به دانیا آمدی و تنها از دنیا خواهی رفت......بگذار عظمت عشق را درک نکنی.....زیرا آنقدر عظیم است که تو را نابود خواهد کرد....بگذار خانه ی قلبت خالی از عشق باشد....زیرا اگر عشقی در آن منزل را بزند به ویرانه های آن هم رحم نخواهد کرد

دو کوزه ی بی جان را هم اگر یک عمر کنار هم بگذاری, گاهی سرهایشان به هم می خورد و درد می گیرد. مهم این است که هیچ سری نشکند و لب پر نشود

اگه قلبموشکستی به فدای یه نگاهت این منم چون گل پرپر که نشستم سرراهت اگه عاشقی یه درده کیه این دردوندیده؟ توبگوکدوم عاشق رنج دوری نکشیده؟ اگه عاشقی گناهه ماهمه غرق گناهیم میون این همه ادم یه غریب وبی پناهیم توببین به جرم عشقت پرپروازموبستند توندیدی من مغرورکه چه بی صداشکستم

ویلیام شکسپیر میگه : زمانی که فکر میکنی تو 7 تا آسمون 1 ستاره هم نداری یکی یه گوشه دنیا هست که واسه دیدنت لحظه شماری میکنه

 

: می گویند باغبان عمرش طولانی است چون با گل زندگی می کند ولی من از باغبان عمر بیشتری دارم و دوستی زیبا تر از گل

آیه 16 ا سوره یاهو : ای کسانی که شبها چت میکنید ، بدانید که قبض تلفن شما را رسوا خواهد کرد

دروغ پسرانه : 1. خیلی میخوامت(ماشاالله پسرها همه رو میخوان) ?.همیشه به یادتم(مخصوصا موقع لالا) ?.تا اخرش با هاتم(ولی از یه نوع دیگش) ?.غیر تو به هیچکسی فکر نمیکنم(اره جون عمت) ?.من بهت اعتماد کامل دارم(مخصوصا در حین تلفن پشت خطی داشته باشی) ?.تا حالا با هیچ دختری انقدر صمیمی نبودم(به جز خواهرم) ?.دوستت دارم(دروغ سال ??)(که مد شده

با دستات یه پروانه میگیری میخوای ببینی که زندست یا نه اگه دستتو باز کنی که فرار میکنه اگه نگهداری که میمیره دوستی هم درست مثله اون پروانست ....(حالا تو با پروانت چکار میکنی دستتو باز میکنی یا محکم نگهش میداری ؟)

 

وقتی دلم برات تنگ می شه می رم پشت ابرا زار زار گریه می کنم پس یادت باشه هر وقت بارونو دیدی بدون که دلم برات تنگ شده

 

درعرض یک دقیقه میشه یک نفر رو خرد کرد؛ در یک ساعت میشه یکی رو دوست داشت و در یک روز میشه عاشق شد...ولی یک عمر طول میکشه تا کسی رو فراموش کرد

 

هر چه بر من گذشت حقم بود من از این بیشتر سزاوارم تو گناهی نداری ای زیبا مرگ بر من که دوستت دارم

 

 

هر روز وهر شب خود را ملامت میکنم که چرا اجازه دادم که ارزشت را بفهمی چون تا فهمیدی مرا تنها گذاشتی

 

 

ای کاش اگه کسی به دلمون پا گذاشت دیگه دلمونو تنها نمیذاشت ...!!! ای کاش اگه یه روزی دلمونو تنها گذاشت رد پاشو رو دلمون جا نمیذاشت

 

زندگی کوتاهتر از آن است که به خصومت بگذرد وقلبها گرامیتر از آنند که بشکنند فردا طلوع خواهد کرد حتی اگر ما نباشیم در بستر روزگار انچه بدست می آید با خنده پایدار نمی ماند وآنچه از دست میرود با اشک جبران نمیشود

بنویس دوستت دارم آخه میدونی آدما گاهی اوقات خیلی زود حرفهاشونو از یاد میبرن ولی یه نوشته , به این سادگیها پاک شدنی نیست . گرچه پاره کردن یک کاغذ از شکستن یک قلب هم ساده تره ولی تو بنویس

یادمان باشد اگر شاخه گلی را چیدیم وقت پرپر شدنش سوز و نوایی نکنیم پر پروانه شکستن هنر انسان نیست گر شکستیم ز غفلت،من و مایی نکنیم یادمان باشد سر سجاده عشق جز برای دل محبوب دعایی نکنیم طلب عشق ز هر بی سرو پایی نکنیم

خداوند بهشت را آفرید ، نگاهی کرد و گفت : تبارک الله ، چه زیبا آفریدم... مرد را آفرید ، نظری انداخت و گفت : احسنت ، چه زیبا و با وقار آفریدم..... زن را آفرید، نگاهش کرد و گفت :اشکال نداره ، آرایش می کنه

اگر دورم زدیدارت دلیل بی وفایئ نیست وفا ان است دائم نامت را زیر لب دارم

باز خواب دیدن تو... به تمام عمر می‌ارزد پس نگو... نگو که رویای دور از دسترس، خوش نیست... قبول ندارم گرچه به ظاهر جسم خسته است، ولی دل دریایست... تاب و توانش بیش از اینهاست. دوستت دارم و تاوان آن هرچه باشد باشد

 

گفتی میخوام تا آخر دنیا باهات بمونم حالا میفهمم چرا میگن دنیا ۲ روزه

 

 

بار خواب دیدن تو... به تمام عمر می‌ارزد پس نگو... نگو که رویای دور از دسترس، خوش نیست... قبول ندارم گرچه به ظاهر جسم خسته است، ولی دل دریایست... تاب و توانش بیش از اینهاست. دوستت دارم و تاوان آن هرچه باشد باشد

دل من دیر زمانی است که می پندارد / دوستی همچو گلی است / مثل نیلوفرو ناز ساقه ترد لطیفی دارد / بی گمان سنگ دل است انکه روا می دارد جان این ساقه نازک را دانسته بیازارد

عشق نمی پرسه تو کی هستی؟ عشق فقط میگه: تو ماله منی . عشق نمی پرسه اهل کجایی؟ فقط میگه: توی قلب من زندگی می کنی .عشق نمی پرسه چه کار می کنی؟ فقط میگه: باعث می شی قلب من به ضربان بیفته . عشق نمی پرسه چرا دور هستی؟ فقط میگه: همیشه با منی . عشق نمی پرسه دوستم داری؟ فقط میگه: دوستت دارم

اونی که یار تو بود، اگه غمخوار تو بود، قلبش رو پس نمی داد دل به هر کس نمی داد، دل می گفت مقدسه عشق اون برام بسه ،از نگاش نفهمیدم که دروغه وهوسه، غصه خوردن نداره ،گریه کردن نداره، به یه قلب بی وفا دل سپردن نداره، آخر قصه چی شد، قلب اون مال کی شد اون که از من پر گرفت چی می خواستیم وچی شد، اونی که مال تو بود اگه لایق تو بود تورو تنها نمی ذاشت، با خودت جا نمی ذاشت... اونی که یار تو بود، اگه غمخوار تو بود، قلبش رو پس نمی داد دل به هر کس نمی داد

گفت بنویس گفتم با چه بنویسم قلم ندارم گفت با استخوانت بنویس گفتم مرکب ندارم با چه بنویسم گفت با خونت بنویس گفتم ورق ندارم بر روی چه بنویسم گفت بر روی قلبت بنویس گفتم چه بنویسم گفت بنویس دوست دارم

سهراب : گفتی چشمها را باید شست ! شستم ولی..... گفتی جور دیگر باید دید! دیدم ولی..... گفتی زبر باران باید رفت رفتم ولی او نه چشم های خیس و شسته ام را نه نگاه دیگرم را هیچکدام را ندید فقط در زیر باران با طعنه ای خندید و گفت : دیوانه باران زده

فرشتگان روزی از خدا پرسیدند : بار خدایا تو که بشر را اینقدر دوست داری غم را دیگر چرا آفریدی؟ خداوند گفت : غم را بخاطر خودم آفریدم چون این مخلوق من که خوب می شناسمش تا غمگین نباشد به یاد خالق نمی افتد

برای عشق تمنا کن ولی خار نشو. برای عشق قبول کن ولی غرورتت را از دست نده . برای عشق گریه کن ولی به کسی نگو. برای عشق مثل شمع بسوز ولی نگذار پروانه ببینه. برای عشق پیمان ببند ولی پیمان نشکن . برای عشق جون خودتو بده ولی جون کسی رو نگیر . برای عشق وصال کن ولی فرار نکن . برای عشق زندگی کن ولی عاشقونه زندگی کن . برای عشق بمیر ولی کسی رو نکش . برای عشق خودت باش ولی خوب باش

فراموش مکن تا باران نباشد رنگین کمان نیست تا تلخی نباشد شیرینی نیست و گاهی همین دشواری هاست که از ما انسانی نیرومند تر و شایسته تر می سازد خواهی دید ، آ ری خورشید بار دیگر درخشیدن آغاز می کند

وقتی با 1 انگشت به سمت کسی اشاره می کنی و مسخرش میکنی اگه خوب به دستت دقت کنی 3 تا انگشتت به سمت خودته

زندگی مثل پیانو است ، دکمه های سیاه برای غم ها و دکمه های سفید برای شادی ها . اما زمانی میتوان آهنگ زیبایی نواخت که دکمه های سفید و سیاه را با هم فشار دهی

آن کوچه ی پر ز ماجرا یادت هست؟

و بازی گرگم به هوا یادت هست؟

باران که گرفت هر دومان خیس شدیم

مانند گل و پرنده ها یادت هست؟

روزی که تو را باز صدا زد مادر

گفتی:‹‹نمی آیم به خدا ››یادت هست؟

در بازی گرگم به هوا مادر برد

از من که تو را کرد جدا یادت هست؟

آن روز گذشت و بهاری دیگر

نگذاشت به باغ ما پا یادت هست؟

تو نیستی که ببینی

 

 

lدوستی مثل وایسادن روی سیمانه. هرچی بیشتر وایسی رفتن سخت تر میشه. اما وقتی هم که رفتی جا پات واسه همیشه میمونه

 

Www.Rizba.Blogsky.Com

 

 

 

دیگر نمی توانم نفس بکشم زیرا نفس هایم تو بودی .... دیگر نمی بینم چون چشم هایم تو بودی ... دیگر اشک هایم جاری نمی شوند چون اشک هایم تو بودی ... دیگر نمی توانم قدم از قدم پیش بکشم چون تمام وجودم تو بودی ...... از وقتی رفتی مادر زندگیم جز آهی بیش نیست ... مادر چگونه بی تو شبها بخوابمم ...

 

 

اول از روی ادب ای گل خوشبو سلام دوم از روی محبت به تو دارم بیام در میان این همه گل گشتم عاشق نشدم تو چه بودی که تو را دیدم و دیوانه شدم ؟ دوستت دارم تا ابد

 

 

با کدوم بهونه باید شب واز تو کوچه دزدید گل سرخ عاشقی رو به غریبه ها نبخشید؟

 

 

بی جهت نیست که در کنج دلم جا داری خوشگلی با نمکی دو چشم زیبا داری

 

ای الهه من دوست دارم خارج ازترس همه بشینم نگاهتت کنم دستات تو دستام باشه مثل همیشه هیچی نگیم چشامون باهم حرف بزنن

من عشقم را در سال بد یافتم که می گوید "مأیوس نباش"؟ من امیدم را در یأس یافتم مهتابم را در شب عشقم را در سال بد یافتم

 

وقتیکه خدا از پشت دریچه ها می گذشت برشانه اش خورشید تاریک می شد رویاهایم را به ستاره ای بستم که میان دو سحرگاه پیر شد خواب بودم طلوع ز چهره ام گذ شت

 

احکام چت: در اسلام اگر مردی و زنی به قصد چت خصوصی(استقفر الله) وارد مسنجر شوند ، واجب است که قبل از شروع چت ، صیغهء حلالیت مجازی بین آن دو جاری شود . این صیغه به صورت لوگو در دسترس همه افراد قرار می گیرد تا با کلیک به روی آن به صورت خودکار جاری گردد. * کلیک کردن هر دو نفر مستحب است. * بدیهی ایست که این صیغه ، تنها تا باز بودن پنجرهء چت اعتبار دارد و با بسته شدن پنجره ، چه سهون و چه عمدن ، صیغه خود به خود فسخ می گردد

 

 

اگر غم لشکر انگیزد که خون عاشقان ریزد من و ساقی بدو تازیم و بنیادش براندازیم

 

 

وقتی به دنیا آمدم درون گوشم اذان گفتند وقتی می میرم برایم نماز می خوانند ..زندگی چقدر کوتاه است ...فاصله اذان تا نماز

 

 

برای زنده بودن جسور باش مرگ را هیچ وقت از دست ما نگرفته اند

من شکایت دارم از روزی که دنیا آمدم بی خبر بی میل خود تنها به اینجا آمدم بی خبر زندانی دنیا شدم آخر چرا؟ من مگر گفتم خدا میخواهم این ویرانه را

 

 

صبر کن .........صبر کن.........حتما به همین زودی ها از عشق وبی اعتنایی تو خواهم مرد

 

 

دنیا را بد ساخته اند......... کسی را که دوست داری،تورادوست نمی دارد. کسی که تورا دوست دارد ،تو دوستش نمی داری اما کسی که تو دوستش داری و او هم تو را دوست دارد به رسم و آئین هرگز به هم نمی رسند و این رنج است

زیباست نبودن‌ات! آن‌قدر نباش تا از یادم بروند موجان ِ حاشیه‌ی دنیا! - من سیاه بودم؛ سایه بودم؛ تو نقره بودی؛ نباش

Www.Rizba.Blogsky.Com

 

شبی ستاره چشمش ظهور خواهد کرد مرا ز غربت این کوچه دور خواهد کرد طلوع می‌کند از سمت آسمان مردی نگاه پنجره را غرق نور خواهد کرد

 

 

من از پاییز بیزارم من از هر شی رنگ آمیز بیزارم من از نابودی و تکرار و تبعیض بیزارم من از مرگ به واقع نابهنگام گلی شاداب که یادت را برایم زنده می سازد سخت بیزارم،

 

 

 

 

عجب چرخه عجیبی : زن از سوسک میترسه _ سوسک از موش میترسه _ موش از گربه میترسه _ گربه از سگ میترسه _سگ از مرد میترسه _ مرد از زن میترسه

بچه ها شوخی شوخی گنجشک ها را می زنند ...... گنجشکها جدی جدی می میرند ......... آدمها شوخی شوخی حرف می زنند ......... قلبها جدی جدی می شکنند .......... تو شوخی شوخی لبخند می زنی ........... من جدی جدی عاشق می شو م....... و شوخی شوخی عشق منو به بازی می گیری

وقتی گرانبهاترین گنجها را داری و این حقیقت را به دیگران می گویی، کمتر کسی باور می کند

 

اگر می دانستی چه قدر دوستت دارم هیچ گاه برای آمدنت باران را بهانه نمی کردی رنگین کمان من

 

 

دوستت دارم... و چه زیبا بر بخار پنجره نوشتی... و چه غم انگیز بود وقتی که پاکش کردی..... ای کاش کلامت از برای من بود..... دوستت دارم را میگویم

 

 

همه ادم ها یک بار می میرند . ولی من دو بار می میرم : یه بار موقعی که تو رو از دست بدم و یه بار هم موقعی که عمرم تمومم بشه

*

عشق را بیاموز زندگی با تمام لحظه هایش لحظه های غم و شادی-امید و ترس-فقط فرصتی برای آموختن عشق است. آموختن عشق آنگونه که هست آنگونه که بوده و می تواند باشد

*

*

آن باش که هستی و آن شو که توان بودنت است دوست واقعی شما کسی است که هیچ احتیاجی به شما ندارد ، اما باز هم دوست شماست

*

*

غربت دیرینه ام را با تو قسمت می کنم تا ابد با درد و رنج خویش خلوت می کنم رفتی و با رفتنت کاخ دلم ویرانه شد من در این ویرانه ها احساس غربت میکنم

*

*

خلوت عشاق فرُّخ آن روز که از این قفس آزاد شوم از غم دوری دلدار رَهَم، شاد شوم سر نهم بر قدم دوست به خلوتگه عشق لب نهم بر لب شیرین تو، فرهاد شوم طی کنم راه خرابات و به پیری برسم از دم پیر خرابات، دل آباد شوم یاد روزی که به خلوتگه عشاق روم طرب انگیز و طرب خیز و طرب زاد شوم نه به میخانه مرا راه، نه در مسجد جا یار را گو! سببی ساز که ارشاد شوم « روح الله

بیا تا برات بگم آسمون سیاه شده دیگه هر پنجره ای به دیواری وا شده بیا تا برات بگم گل تو گلدون خشکیده دست سردم تا حالا دست گرمی ندیده

 

گفتم: تو عاشق نبودی و نیستی........ گفتم:عشق یک ماجراست ، ماجرایی که باید آن را بسازی.... گفتم:عشق درد است ... گفتم:عشق رفتن است عبور است ، نبودن است... گفتم: عشق تضاد است.... گفتم:عشق جستجوست ، نرسیدن است...... نداشتن و بخشیدن است.... گفتم:عشق آغاز است , دیر است و سخت است.... گفتم:عشق زندگیست ولی از یه نوع دیگه

 

دوستی امتداد دو درون است که اگر بر کلمات امتداد یافت عمرش کوتاه، سرانجامش تلخ شد! که این کلمات هزار چهره دارند تنها روحی در این میان هیچ چهره‌ای ندارد که آن خود دوستیست

 

 

اگر میتونستم همه خیابونا رو پر ماشین می کردم تا وقتی می خوایم از خیابون رد شیم دستمو بگیری...همه زمینارو پر برف می کردم تا واسه اینکه سر نخوری بازومو بگیری...هر شب بارون می باروندم تا بریم یه گوشه زیر یه سرپناه بشینیم حرف بزنیم...عقب همه تاکسی هارو پر مسافر می کردم تا مجبور شیم دوتایی جلو بشینیم

 

مراقب افکارت باش که آنها به گفتار تبدیل می شوند مراقب گفتارت باش که آنها به کردار تبدیل می شوند مراقب کردارت باش که آنها به عادت تبدیل می شوند مراقب عادتت باش که آنها به شخصیت تبدیل می شوند مراقب شخصیتت باش که آنها به سرنوشت تبدیل می شوند

با تمام وجودم می پرستمت چون معبود من بعد از خدا تویی ... می دونم میای اینجا مطالبه منو می بینی برای همین ایجا نوشتم .. چون باورت نمیشه دوست دارم

شروع این قصه تویی بزار که بغضم اخر رو شونه تو بشکنه

من از نهایت شب حرف می زنم من از نهایت تاریکی و از نهایت شب حرف می زنم اگر به خانه من امدی برای من ای مهربان چراغ بیاور و یک دریچه که از ان به ازدحام کوچه خوشبختی بنگرم

 

کلماتم را در جوی سحر می شویم لحظه هایم را در روشنی باران ها تا برای تو شعری بسرایم روشن تا که بی دغدغه بی ابهام سخنانم را در حضور باد با تو بی پرده بگویم که تو را دوست می دارم تا مرز جنون

وقتی تک درخت تنها سوخت بگذار جنگل هم بسوزد

Www.Rizba.Blogsky.Com

 

 

وبلاگicon